خوش آمديد,برای دیدن سورپرایز کلیک کنید

شیطان پرستی در جهان امروز - شیطان پرستی
شیطان پرستی,عکس شیطان پرستی,شیطان پرستان,مقاله شیطان پرستی,دانلود فیلم شیطان پرستی,عکس جدید شیطان پرستی,شیطان,کلیپ شیطان پرستی,مطالب شیطان پرستی,عقاید شیطان پرستی,کتاب شیطان پرستی,بازی شیطان پرستی,مبارزه با شیطان پرستی,

علی


منوی دسته ای

.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
پدیده توریسم جنسی کثیف ترین تجارت جهان ۱۳٩٢/۱٢/٢۱
فیس‌بوک مخوفترین ماشین جاسوسی جهان ۱۳٩٢/۱٢/٢۱
سرود ملی اسرائیل و چشم جهان بین ۱۳٩٢/۱٢/۸
موسیقی و شیطان پرستی-سبک متال ۱۳٩٢/٦/۱٥
گستره شیطان پرستی ۱۳٩٢/٦/۱٥
دام جنسی شیطان‌پرستان برای جذب افراد ۱۳٩٢/٦/۱٥
66 عدد توحید و 666 عدد شیطان‌پرستی ۱۳٩٢/٦/۱٥
رابطه برخی موسیقی ها با شیطان پرستی ۱۳٩٢/٦/۱٥
نمادهای شیطان‌ پرستی در بسته های جایزه کودکان + تصاویر ۱۳٩٢/٦/۱٥
شیاطین مجـسّـم در ماهواره ها ۱۳٩٢/٦/۱٥
آشنایی با شگردها و ترفندهای شیطان ۱۳٩٢/٦/۱٥
شیطان رجیم در آینه احادیث معصومین ۱۳٩٢/٦/۱٥
بررسی عدد 11-آیا عدد 11 نماد شیطان است؟ ۱۳٩٢/٦/۱٥
دانلود کلیپ به آتش کشیدن نماد شیطان پرستان ۱۳٩٢/٦/۱٢
فراماسونری دجال است؟ ۱۳٩۱/٥/۳٠
دانلود مستند صدای شیطان (افشای پشت پرده ی صنعت موزیک) ۱۳٩۱/٥/٢٥
پیام های پنهان تصاویر سری دوم +18 ۱۳٩۱/٥/٢٥
گلچینی از بیانات مقام معظم رهبری در مورد حضرت ولی‌عصر(عج) ۱۳٩۱/٥/٢٥
اهداف و پشت‌پرده نظم نوین جهانی ۱۳٩۱/٥/٢٥
جلد دوم انجیل شیطان پرستی,کیمیاگر ۱۳٩۱/٥/٢٥
المپیک لندن و نمادهای فراماسونری ۱۳٩۱/٥/٢٤
عکسهای جدید شیطان پرستان ۱۳٩۱/٤/٢٩
عکسهای وحشتناک شیطان پرستان ۱۳٩۱/٤/٢٩
نمادهای شیطان پرستی ۱۳٩۱/٤/٢٩
صهیونیسم و شیطان پرستی ۱۳٩۱/٤/٢٩
قربانی کردن انسان ها در آیین کثیف شیطان پرستی ۱۳٩۱/٤/٢٩
عکسهای شیطان پرستان ۱۳٩۱/٤/٢٩
بررسی توهین به امام علی نقی(ع) ۱۳٩۱/٤/۱٢
مفاهیم رازآلود داستان پینوکیو ۱۳٩٠/۱۱/٢٠
ستاره ی داوود نحس یا مقدس؟ ۱۳٩٠/۱۱/٢٠

موضوع: شیطان پرستی، شیطان پرستی در جهان امروز، شیطان پرستی جدید

گزارشی از شیطان پرستی در جهان امروز
گزارشی از شیطان پرستی در جهان امروز  

یاری رسانی شیطان به شیطان پرستان
 

یکی از علمای بزرگ نقل می کرد که: مردی در اصفهان کارهای عجیب می کرد و از امور پنهانی خبر می داد. هنگامی که موسم حج فرا می رسید، روز هفتم ماه ذی الحجه از اصفهان حرکت می کرد و موقع حج با حجاج اعمال را انجام می داد و قبل از تمام مردم به اصفهان برمی گشت، با اینکه در آن زمان هواپیما نبود.


سرانجام آن مرد با کمال احترام و محبوبیت از دنیا رفت. پس از مدتی روزی پسرش در خانه نشسته بود و آن روز هم هفتم ماه ذی الحجه بود، مردی داخل شد و گفت: من همه ساله در چنین روزی پدرت را سوار می کردم و به مکه می بردم، اکنون برخیز و سوار شو. من سوار شدم، مرا به صحرا برد، در آنجا مرا پیاده کرد و گفت: من شیطانم، پدرت برای من سجده می کرد، تو هم برای من سجده کن. گفتم: من برای غیر خدا سجده نمی کنم. او اصرار کرد و من اجابت نکردم. سرانجام مرا در آن بیابان رها کرد و رفت. من از خدا خواستم که از آن گرفتاری نجاتم دهد و مرا به شهر برساند. خداوند هم راه را به من نشان داد و من به شهر برگشتم. پس از این حادثه، پسر، همواره به پدر شیطان پرست خود لعن می کرد.
گاهی انسان بر اثر پیروی از وساوس و دستورات شیطانی، طوق بندگی او را به گردن انداخته و غلام حلقه به گوش ابلیس می گردد، که در این صورت از تحت ولایت الهی خارج می گردد و در حمایت شیطان وارد می شود. همین کس در دنیا و آخرت شقی ترین مردم است. امیرالمؤمنین(ع) درباره این افراد می فرماید:
«شیطان ایشان را هدف تیر خود و محل گذاردن قدم خود، و جایگاه گرفتن دست خود قرار داده است.»(1)
یعنی ایشان را چنان مطیع و فرمانبردار خود کرده که گویی آنان سرهای خود را می گذارند که شیطان بر روی آنها قدم بگذارد و از طرفی اختیار آنها را به دست گرفته، رها نمی سازد.
همچنین آن حضرت می فرماید:
«آنها شیطان را صاحب اختیار خویش قرار داده اند، و شیطان نیز ایشان را برای انجام کارهای خود شریک کرده است و در سینه آنها لانه کرده... پس به چشمان آنها نگاه کرده، به زبان هایشان سخن می گوید، و بر مرکب های متزلزل و پر لغزش سوارشان کرده است.»(2)
آری هر وقت که انسان گناهی مرتکب می شود باطن آن، عبارت از به سجده افتادن برای شیطان است، لذا در قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم به عمویش آذر آمده:
«یا ابت لا تعبد الشّیطان» ای پدر! شیطان را پرستش و بندگی مکن.(3)
استاد احمد امین نقل می کند: «یکی از بستگان من که در هند تجارت می کرد، به یک مرد هندی برخورد که کارهای جالبی انجام می داد، از جمله اینکه میوه یا هر چه می خواست از فضا می گرفت. روزی در قطار از او کرایه می خواستند، گفت پول ندارم، او را پیاده کردند، گفت: من پیاده می شوم ولی قطار حرکت نخواهد کرد، همان طوری که گفته بود قطار حرکت نکرد تا وقتی که او سوار شد.»
شخصی می گفت: می خواستم مقداری تریاک از ایران خارج کنم، اطلاع یافتم که مرتاضی در یکی از روستاهای اطراف تهران از حوادث آینده خبر می دهد، من برای کسب تکلیف به او مراجعه کردم، او گفت: تریاک را از فلان راه مبر و از فلان راه ببر که به مقصود می رسی. من از اینکه او بدون اطلاع، موضوع را به من گفت و مرا راهنمایی کرد در شگفت شدم، تصمیم گرفتم که شبی نزد او بمانم و از کارها و ریاضت های او مطلع گردم. شب در آنجا ماندم و هنگام طلوع فجر نزد او رفتم، زیر درختی نشسته بود و به من اشاره کرد، من نزدیک شدم او را اهل عبادت و نماز نیافتم، بلکه از ناخن های دراز و کثافت بدنش دچار حیرت شدم، گفتم: چگونه از آینده خبر می دهی؟ گفت: خودم هم نمی دانم! «البته می دانم که الفاظی بر زبانم جاری می شود و مردم طبق آنچه بر زبانم جاری می شود عمل می کنند و من مثل یک آلت بی اراده هستم، نمی دانم چرا زبان من حرکت می کند و چه بر زبان می آورم!»
آن مرتاض شیشه کوچکی داشت که مقداری از سمی که در آن بود خورد، سپس ماری بیرون آمد و او را گزید و بی هوش شد، پس از مدتی به هوش آمد، آن گاه ظرف کثیفی بیرون آورد و مقداری چای با حشیش خورد، گفت: ریاضت من همین است، غذای من هم همین است، از این راه به اینجا رسیده ام و کیفیت آن را هم نمی دانم. مرد مورد بحث راه شیطان را پیمود و خود را اذیت کرد، و پاداش زحمات خود را در همین دنیا به دست آورد.(4)

اطاعت از شیطان
 

استاد احمد امین نقل می کند: از شخص مورد اطمینانی شنیدم که جوانی به خدمت درویشی رسید و به او دلبستگی پیدا کرد، زیرا درویش بر اثر اینکه راه شیطان را پیموده بود، کارهای عجب و غریبی انجام می داد.
جوان نقل کرده بود که روزی با دستور مرشد از تبریز خارج شدیم. تا از شهر دور شدیم، مرشد گفت: عجب جای خوبی است، کاش قدری شیر بود که می نوشیدیم. گفتم: ما از شهر دور هستیم و شیر در دسترس نیست. مرشد فریاد کشید که مگر هنوز به من ایمان نیاورده ای؟ سپس صدا زد: شیر، و بی درنگ مقداری شیر تازه حاضر شد و او نوشید، آن گاه به راه افتادیم و به محل خوش آب و هوایی رسیدیم. مرشد گفت: کاش غذای تازه ای بود که می خوردیم. گفتم: اینجا غذا نیست. باز هم فریاد کشید که آیا یقین تو نسبت به من سست است؟ پس صدا زد: غذا، طولی نکشید که غذای تازه ای پیش رویش حاضر شد، او می خورد و من غرق در تعجب شده بودم و شیطان را لعن می کردم، ولی مرشد از جا برخاست و سیلی محکمی به من زد، پرسیدم: مگر جز لعن شیطان چه کردم که مرا می زنی؟ خدا لعنتش کند! باز هم سیلی محکمی به من زد و گفت: چرا ولی نعمت مرا لعن می کنی، او معبود و مقصود من است، اگر او نبود این نعمتها برای من فراهم نمی شد، من شیطان را عبادت می کنم و او مرا مورد لطف و عنایت خویش قرار داده است.
جوان می گوید فهمیدم که مرشد، کافر و مشرک است، من از او دست برداشتم و توبه نمودم و به عتبات سفر کردم.(5)

پی‌نوشت‌ها:
 

1-غررالحکم، ج1، ص 334.
2-همان.
3-سوره مریم، آیه 44.
4-دانستنی هایی درباره جن، ص 64.
5-داستانهای شگفت درباره جن، ص 54.




نویسنده : علی
۱۳٩٠/۱٠/٢٧ | ۸:٠٦ ‎ب.ظ


صفحات وبلاگ
آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:


آمار بازدید


تبلیغات